saharngh

saharngh
عضويت سريع
نام کاربري :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ايميل :
نام اصلي :
کد امنيتي :
تبادل لينك اتوماتيك
عنوان :
آدرس :
کد امنيتي :
چت باكس

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
 
(Refresh)
نیلی بلاگ

دانلود آهنگ آی عشقم از منصور روبروي خونه رو ترمز زد: فردا صبح امیر، براي رضایت میره. سرموتکون دادم و گفتم: ممنون... آریا با جدیت گفت: وسط حرفم نپر. عصر هم میریم محضر، قائله رو فیصله میدیم. فکر فرار و پیچوندن منو هم از سرت بیرون کن. عاصی برگشتم سمتش: من وقتی قول میدم، سرش میمونم. حتی اگه به ضررم تموم بشه. وقتی گفتم هستم، یعنی تا آخر میام. آریا- بهت تذکر دادم تا یادت بمونه. نمیتونی از دستم فرار کنی. درمورد قول هم، من زیاد به قول کسایی مثل شما اعتماد ندارم.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:32
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ رادیکال تنهایی از منصور مثل آدماي گناهکار سرمو زیر انداختمو نشستم. نگاهشو به من دوخته بودو حتی ذره اي جابجا نمیکرد. اونقدر نگاهش سنگین بود ، تا بلاخره مجبور شدم سرمو بالا بیارمو زبون باز کنم: آریا، میدونم نباید اون حرفو میزدم. اما باور کن وقتی رفتارت با سروشو دیدم، واقعا ناراحت شدم. آریا مریم حرف میزد و من به این فکر میکردم، براي بار اوله اسم منو به زبون میاره و جالبتر اینکه هر بار توي شرایط خیلی بدي گرفتار باشه، ضمیراش اول شخص میشه. وقتی ساکت شد، ماشینو روشن کردم و به حرکت درآوردم. برعکس همیشه، دلم نمیخواست شلوغ بازي دربیارم. همین که فهمیده بود کارش اشتباهه، برام کافی بود. مریم وقتی دید از جانب من خطري مواجهش نمیشه، نفس عمیقی کشید و خودشو با گوشی مشغول کرد. سکوت عجیبی ماشینو فراگرفته بود. اینبار صداي گوشی من سکوتو شکست. ماشینو به کنار خیابون هدایت کردم: زود بگو امیر امیربا لودگی گفت: کلا منصرف شدم. خداحافظ. بلند گفتم: امیر حوصله شوخیاتو ندارم، اگه کاري داري بگو، وگرنه قطع میکنم. صداي امیر کمی آرومتر شد: کارت تموم شد؟ کی برمیگردي؟ نیم نگاهی به مریم کردم : دارم مریمو میرسونم، بعدش میام هتل. امیر- پس فعلا خداحافظ.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:31
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ ولش کن از منصور شرمنده از این حرکت آریا، به سروش نگاه کردم و چشمام روي دست دراز شده ي سروش ثابت موند. لبخند خجولی زدم و براي ماست مالی کردن گفتم: ممنون بابت زحمتی که کشیدین. از آریا به دل نگیرین یکم گیج میزنه. فعلا خداحافظ. به طرف در برگشتم. با قیافه عصبی آریا روبرو شدم. مثل خنگا یه لبخند گشاد زدم: بریم. و از کنار آریا رد شدم. خودم میدونستم نباید این حرفو میزدم. صداي پاشو از پشت سرم شنیدم. به کنارم رسید. صداي نفساي عمیقشو میشنیدم ولی جرئت نگاه کردن ، نداشتم. یه آیت الکرسی نذر کردم، زنده برسم خونه. دهنمو باز کردم تا یه جوري حرفمو لاپوشونی کنم. با صداي آریا، دهنم خود به خود بسته شد:خفه شو مریم. ناراحت از لحن بد آریا، چشمامو روي هم فشار دادم و گفتم: آریا به خدا... آریا غرید: ششش. صداتو نشنوم. تا رسیدن به ماشین ساکت کنارش راه میرفتم. قدماي بلندي برمیداشت و براي رسیدن بهش، بعضی مواقع میدویدم. داخل ماشین نشست و منتظر به من چشم دوخت.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:31
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ نگفتی بر نمیگردم از منصور مریم سلامی به پسره داد و به من نگاه کرد. منظورشو فهمیدم. اما من کسی نبودم که به خاطر حرف یه دختر از غرورم بگذرم،اگه موقع دیگه اي بود، مؤدبانه جواب میدادم، اما براي اون لحظه با سر جوابشو دادم. چشماي مریم گرد شدند ولی سریع به خودش اومد: ببخشید مزاحم شما هم شدیم. با راهنمایی پسره به سمت آزمایشگاه رفتم: من سروش هستم، نامزد فاطمه خانوم. خوشحالم باهاتون آشنا شدم آقاي... جدي جواب دادم : ارجمند هستم. وقتی که لحن جدیمو دید، خودش حساب کارو کردو دیگه حرفی نزد. آزمایش خون و اعتیادو انجام دادمو به سالن برگشتم. مریمو اونجا منتظر خودم دیدم. به سروش رو کردم و گفتم: اگه کار دیگه اي نمونده، ما بریم. فقط جواب آزمایشو تا شب به مریم برسونید. و به مریم اشاره کردم تا دنبالم بیاد.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:29
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ داری داری از منصور بعد از اینکه قطع کرد، گوشیو جلوش گرفت و بدون توجه به حضور من غرغرکرد: آخه شما مگه سرپیازید؟ ته پیازید؟ کجاي پیازید که کلید کردین رو آرایشگاه رفتن من؟ اصلا حوصله ندارم. چیکار کنم؟ فهمیدم، میگم مامانم اجازه نداد. با گوشی مشغول نوشتن پیام شد، پس از چند ثانیه گوشیش دوباره زنگ خورد. گوشیو با نیش باز جواب داد، اما لحظه به لحظه پنچرتر میشد. صداشونو شنیدم که گفتند قبلا با مامانت هماهنگ کردیم. با شنیدن این حرف خندم گرفت. واقعا که دوستاي جالبی بودند. همون لحظه دختر عموش با یه پسر جوون وارد شدند. خندمو جمع کردمو اخمموجایگزین کردم. مریم همینطور که داشت با تلفن حرف میزد، به نشونه احترام از جاش بلند شد. دخترعموي مریم: ببخشید که معطلتون کردم.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:29
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ تنها نمیذاری منو از منصور نازنین- آقا خوشتیپه هم پیشته؟ پس بگو چرا اینقدر با ادب شده: بله میخواي گوشیو بهش بدم؟ به جاي نازنین شکوه جواب داد: نخیر گلم. زنگ زدیم بهت بگیم عصر قراري نزاري. نوبت آرایشگاه برات گرفتیم. ما که مثل تو بی وفا نیستیم. با تعجب پرسیدم: آرایشگاه؟ برو ببینم . بیخود کردین نوبت گرفتین. من نمیام. و اینبار صبا گفت: بله بله. نشنیدم چی گفتی؟ جرئت داري دوباره تکرار کن. خندیدم : جمعتون جمعه. گروهی بهم حمله کردین؟ بله با شهامت تمام میگم ن .. .می ... یام. صداي جیغشون پیچید توي گوشم: بیخود کردي. امروز مثل آدمیزاد میاي تا این پشماي رو صورتتو بریزي پایین.شاید صورت زشتت، قابل دیدن بشه. به من میگن زشت؟ تا خواستم جوابشونو بدم، صداي آریا هم روي مخم نازل شد: حق با اوناست. باید بري آرایشگاه تا شاید قیافت قابل دیدن بشه. به آریا چشم غره اي رفتم: لازم نکرده نگران من باشید. من نمیام. صبا با سرحالی جواب داد: تصویب شد. ساعت 3 آماده باش میایم دنبالت. و بلافاصله قطع کرد. نفسمو حرصی بیرون فرستادم.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:28
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ خوشبختی از منصور فشار دستم را بیشتر کردمو گفتم: تا دستتو نشکستم ، حرف بزن. گفتم چرا لالمونی گرفتی؟ بالاخره تسلیم شد وتوي صورتم براق شد و زبون باز کرد: چونکه تو هم همینطوري جواب بقیه رو میدي. چطور خودت با اون سر بزرگت جواب میدي، بعد از بقیه انتظار داري که باهات با احترام حرف بزنند؟ تا وقتی که با بقیه اینطور رفتار کنی، من هم همین کارو با تو میکنم. حالا هم ول کن این لامصبو دیگه چیزي ازش نموند. مریم با چشماي گردشده، اخماي در هم فرورفته و عصبانیت نگاهم میکرد. گوشیم که به صدا دراومد، یه لبخند روي لبم نشست. خدایا دمت گرم. نیرو کمکی فرستادي. به آریا نگاه کردم و با اشاره بهش فهموندم، رهام کنه. نگاه آریا به خون نشسته بود. اما با این حال ولم کرد. گوشیواز کیفم بیرون کشیدم ، با دیدن اسم نازنین لبخندم پررنگ تر شد: جونم؟ نازنین- الهی بمیري. الهی خودم کفنت کنم. من باید از مامانت بشنوم داري شوهر میکنی؟ بعد با ناز اضافه کرد: عزیزم الان کجایی؟ شگفت زده از تغییر رویه نازنین جواب دادم: آزمایشگاهم


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:27
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ ممنون از منصور با تمسخر پرسیدم: روزه سکوت گرفتی؟ مریم سرشو به نشونه منفی بالا برد و دوباره ساکت شد. خودمو بهش نزدیک تر کردم و گفتم: زبونتو موش خورده؟ مریم کمی خودشو کنار کشید وشونه اي بالا انداخت. ازین خاموشی عصبانی شدم. به چه حقی به سوالاي من جواب سر بالا میداد؟ دستشو گرفتم ، فشاري به دستش دادم: چرا جواب منو نمیدي؟ مریم سعی داشت دستشو از دستم خارج کنه ولی من بهش اجازه نمیدادم. زیر لب غریدم: با تو ام، چرا لال شدي؟ چندتا نگاهی به سمتمون برگشت. مریم با چشمایی گستاخ بهم زل زد و هیچی نگفت. عصبی تر از قبل گفتم: آریا نیستم اگه آدمت نکنم. صورتشو درهم کشید. دستش میون انگشتام ، در حال خرد شدن بود. درد زیادي تحمل میکرد ولی بازم سکوت بود و سکوت.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:26
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ یادآور از منصور زیر لبی جواب دادم: خوشتیپیش بخوره تو سرش. یه ذره اخلاق نداره. موندم چطوري باید باهاش کنار بیام. آریا جلوتر از من بودند و صداي پچ پچشون به صورت نامفهوم میومد . دخترعموش روبروي صندلی ها ایستاد و ما رو به نشستن دعوت کرد: شرمندتونم،شما یکم اینجا منتظر بمونید، تا نوبتتون بشه. فقط اگه ممکنه نامه ي محضرو بدین به من. مدارکی که آماده کرده بودیم، تحویل دادیم. بازم ازمون معذرت خواهی کرد و تنهامون گذاشت. امروز مریم خیلی ساکت بود.برعکس همیشه حاضر جوابی نمیکرد. دلم میخواست حرصش بدم و لذت ببرم.


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:25
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت

دانلود آهنگ عاشقتم از منصور فاطمه با دیدنم به سمت اومد: خیلی بدي مریم. چرا خبر نداده بودي که داري میري قاطی مرغا؟ فاطمه رو در بغلم کشیدم : آخه، ازدواج اونم اینطوري، خبردادن میخواد. صداش غمگین شد: عمو همه چیو برام تعریف کرده. فقط امیدوارم اشتباه نکرده باشی. منم قول دادم اصل ماجرا رو براي کسی تعریف نکنم. دلم روشنه که خوشبخت میشی. آروم جواب دادم: میدونم که اشتباه نکردم، حتی اگه باعث بدبختیم باشه. اگه بخاطر خونوادم نبود، حاضر نبودم یه لحظه هم تحملش کنم. فاطمه بینمون فاصله ایجاد کرد: حالا کجاست این شازده پسر؟ با سر به آریا اشاره کردم که نزدیکم ایستاده بود و با اخم به ما نگاه میکرد. فاطمه با خوشرویی ذاتیش به آریا سلام کرد: سلام. احوال شما. من دخترعموي مریم جونم. از آشنایی باهاتون خوشوقتم. آریا هم با سردي سرشو به نشونه سلام تکون داد. واي که چقدر باید از دستش حرص بخورم. میمیري به جا اینکه اون سربیست کیلوییتو تکون بدي، با زبون نیم مثقالیت جواب بدي؟تو که خوب بلدي، منو متلک بارون کنی. فقط دلت میخواد آبروي چندین و چند ساله منو ببري. فاطمه به صندلی هاي انتظار اشاره کرد:بفرمایید از این طرف، یکم طول میکشه تا نوبتتون بشه. به دنبال فاطمه راه افتادیم. آریا با فاصله یکی دو قدم از ما میومد. فاطمه با صدایی آروم گفت: مریم این کیه که گیرت اومده؟ تا اخماشو دیدم، فاتحه تو خوندم. خدا بدادت برسه. اما به چشم برادري خوشتیپه


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ساعت 6:25
توسط سحر ان جی اچ | تعداد بازديد : 0 | لينك ثابت
آخرين مطالب ارسالي
» عشق بی سرانجام (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۳۲)
» آدم گناهکار (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۳۱)
» تشکر بابت چه (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۳۱)
» (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۹)
» هماهنگی با خانواده (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۹)
» نگرانی بی وقفه (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۸)
» ماه من (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۷)
» روزه ی سکوت (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۶)
» لذت واهی (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۵)
» دل خوش و حس خوب (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۵)
» آزمایشگاه (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۴)
» ابروهای مشکی (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۳)
» تصور خوشی (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۲)
» احساس زیادی (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۲)
» زندگی فرزندم (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۱)
» دست به فرمون (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۱)
» خمیازه (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۲۰)
» دست شکسته (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۱۹)
» آدرس اشتباهی (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۱۷)
» کتلت توی راه (چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ | ۰۶:۱۷)

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
نويسندگان
خبرنامه
جستجو
آمار و ارقام سايت
» تاريخ : چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
» بازديد امروز : 1
» بازديد ديرور : 0
» بازديد ماه گذشته : 1
» بازديد سال گذشته : 9
» كل بازديد : 41

» كاربران آنلاين : 1
» كاربران عضو آنلاين : 0
» كاربران ميهمان آنلاين : 1

» مجموع مطالب : 30
» مجموع نظرات : 0
» تعداد اعضاي سايت : 0

» آي پي شما : 3.85.214.0
» مرورگر : unknown
» سيستم عامل : unknown

» ورودي هاي گوگل امروز : 0
» ورودي هاي گوگل ديروز : 0

» آخرين بروزرساني : ۱۳۹۸/۰۷/۱۷
تبلیغات متنی
خريد بک لینک در تمام وبلاگها
خرید گیفت کارت
آموزش آشپزی ایرانی
Tobacco
Commercial storefront
Skylight repair
deli meat
دانلود سریال ستایش 3
شاتر استوک
خرید یخچال ال جی